محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1575

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

كه به قلعهء ايروان مىبردند به تصرّف حسن خان درآمد . موكب همايون در چمن قبلهء تبريز نزول اجلال فرمود و قشون روس از محاصره ايروان گذشته عزم نخجوان كردند و حضرت مستطاب نايب السلطنه از خوى حركت فرموده به چورس آمدند . و احسان خان ولد كلبعلى خان نخجوانى را به حراست قلعهء عباس‌آباد كه از مستحدثات حضرت معظم است امر فرمودند ، و محمد امين خان قاجار و عباس خان سركردهء بختيارى به معاضدت احسان خان محكوم شدند ، احسان خان با بسكويچ سازش كرده او را به محاصرهء عباس‌آباد آورد . نواب علينقى ميرزاى ركن الدوله با پنج هزار پياده و سوار به چورس آمد ، اللّهيار خان آصف الدوله نيز با پنج هزار سوار و پياده به ركاب حضرت مستطاب نايب السّلطنه آمده حسن خان سارى اصلان نيز با فوجى از سواران دررسيد و با روسها كه از رود ارس عبور كرده بودند شروع به جنگ نمودند . چهار نفر از دلاوران روس قصد حضرت مستطاب نايب السلطنه كرده هر چهار به راه عدم رفتند . فضلعلى خان قوانلو ولد حاجى مهديقلى خان در آن روز جلادتها نموده چون اسبش زخمى شد پياده به جنگ پرداخت و چند زخم برداشت ، او را از معركه بيرون بردند و پس از آنكه زخمهاى او التيام يافت جان‌نثار دولت به او لقب دادند . عساكر ايران كلّا به چورس برگشتند و بسكويچ علمى را كه نشانهء دولت ايران داشت برافراشت و به اين حيله از رود ارس گذشته به تسخير عباس‌آباد شتافت . احسان خان مستحفظين قلعه را حبس كرده در بر روى بسكويچ گشود . بسكويچ محمّد امين خان قاجار و عباس خان سركردهء بختيارى و بعضى خوانين اين طايفه را گرفته به تفليس فرستاد و احسان خان در ازاى اين خدمت به حكومت نخجوان رسيد - حاجى محمّد خان دولّو و اسفنديار خان گرجى داماد سپهدار و طوايف خلج به حراست خوى مأمور شدند ، « 1 » و عبد اللّه خان ارجمندى فيروزكوهى با

--> ( 1 ) . اين عبارات طورى از روضة الصفا خلاصه شده كه مفهوم تغيير كرده است . در روضة الصفا چنين آمده : « چون اين اخبار به سمع حضرت شاهنشاه قاجار دررسيد حاجى محمّد خان دوالوى قاجار و اسفنديار خان گرجى داماد و نايب يوسف خان سپهدار را با سربازان ساوه و قم و خلجستان به محارست قلعهء خوى مقرر داشت » .